پنج شش ساله بودم تمام وحشتم موشک بود و تنهایی و آوار !!!
بزرگتر که شدم تمام وحشتم زلزله بود و تنهایی و آوار !!!
کمی بعد از آن وحشتم از قحطی بود و تنهایی !!!
حالا دیگر وحشتم از عمر طولانی است و تمام حسرتم تنهایی !!!
حواترین با فونت درشت : ترسناکه وقتی می ری تو مغازه هاومی بینی
یهو قیمتهابطورعجیبی بالا رفته... ترسناکه وقتی می ترسی فردا به نون
شب هم محتاج بشی ...ترسناک تره وقتی که مادر باشی....
حالا دلیل حسرت تنهایی ام روشن شد !
من ... حواترازحوا
منوی اصلی

