مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 3 مرداد ماه سال 1390


برای تمدید مدت مرخصی کجا باید تقاضا داد؟

شنبه 18 تیر ماه سال 1390



از قدیم یک عادتی داشتم و آن اینکه وقتی احساس می کردم به چیزی


وابسته شدم برای مدتی کنارش می گذاشتم تا وابستگی ام کم شود و یا


حتی از بین برود...


القصه ...


چندان پابند اینجا نیستم یعنی یاد گرفتم چندان پایبند دنیای مجازی نباشم


درست همان دو سال پیش و آن طوفان مسخره و آن بازی های احمقانه


گروهی که مثلا خودشان را روشنفکر و وبلاگ نویس می دانستند !!!


بهر حال ...


دو هفته ای اینجا را تخته می کنم برای تنوع !


خواننده زیادی که نداشتم اما واجب دیدم برای آن تعداد خواننده عزیزم که


همیشه حضورپررنگشان راهمراهم می دیدم لااقل یک پیام خداحافظی بگذارم.


پس تا دوهفته وسلامی دوباره ...















من ... حواترازحوا





سه شنبه 14 تیر ماه سال 1390


می گفت آنقدر از آدمها بدقولی دیده ام که هرگز نه تنها روی حرفشان حساب


نمی کنم بلکه به آنها اعتماد هم ندارم !


من اما با اعتمادبه نفس قوی گفتم : با خیال راحت روی قول من حساب کن .


امروزکه  تمام برنامه های آن بنده خدارابرای دوهفته به تاخیرانداختم تازه فهمیدم


چندان هم قابل اعتماد نیستم !!!







حواترین : هر چی فحشه مال من !







من ... حواترازحوا



یکشنبه 12 تیر ماه سال 1390


سوار تاکسی بودم ...


مرد راننده که به نظر بسیار مسن می آمد ...


- مرسی آقا پیاده میشم 


و چون هیچ آلارمی مبنی بر قصد جناب راننده بر ایستادن از قبیل راهنمای


راست یا لااقل کج کردن سر رخش عزیزش به سمت راست خیابان مشاهده


ننمودم و از جایی که ایشان در ابعادی نبودند که قصد ربودن من را داشته


باشند به خیال اینکه پیرمرد گوشش سنگین است با صدای بلندتری گفتم :


- مرسی آقا همینجا پیاده می شم


پیرمرد به یک باره داغ کرد !!!


خانوم وسط خیابون که نمی تونم پیاده ات کنم صبر کن خب !


* نتیجه اخلاقی : قرار نیست هرپیرمردی گوشش سنگین باشد بلکه ممکن


است آن پیرمرد برای خودش ادعای رانندگی باشد که راهنما نزده قصد


تغییر مسیر کند یا نه از همان وسط خیابان سیخکی بپیچد سمت راست و


نگه دارد بنابراین صدایتان را بالا نبرید چون ممکن است مثل من از جانب


راننده عزیز فلفل لازم بشوید !






حواترین با فونت ۴ :


بنا به دعوت بهار عزیزم و با کمکها و مساعدت های ایشون تشریف ببرید


ادامه مطلب ...





من ... حواتر از حوا


ادامه مطلب ...
پنجشنبه 9 تیر ماه سال 1390


سربالایی توچاال را به آرامی طی می کردیم و از ترس کم نیاوردن نفس


آرام آرام قدم برمی داشتیم و آن میان در رابطه با موضوعی صحبت می کردیم


جمعیت از کنارمان می گذشت وما همچنان خرامان خرامان البته بیشتربه اصرار


من ، طی مسیر می کردیم .


صحبتمان بر سر این بود که افراد بهانه واحدی برای تلاش نکردن دارند ...


 اینکه ما موقعیت آن کار را نداشتیم . یعنی اگر موقعیت فلان بود یا بهمان بود


ما حالا مثلا دکتر بودیم برای خودمان یا اگر توان جسمی فلان داشتیم الان


برای خودمان ورزشکاری بودیم ...


و خلاصه این قبیل مسائل


همان حین خانمی از کنارمان رد شد ...


بهتر بگویم از ما جلو زد مثل خیلی های دیگر!


نمی توانست درست راه برود هرقدم را به کمک چوب زیر بغل برمیداشت


اما می رفت تند هم می رفت هرجورشده !


من ماندم و سربالایی توچاال و بهت و شرمندگی !







حواترین : یعنی خیلی بده وقتی داری درمورد یه چیزی واسه خودت سخنرانی می کنی یهو یکی پیدا

بشه یه آینه بگیره رو به روت ! بلی بدینگونه ما در مقابل همسرمان ضایع شدیم !!!







من ... حواترازحوا

<<      5      6      7      8      9      10      11      12      13      14      >>
طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان