حسن ریوندی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 29 دی ماه سال 1390



مدام صفحه ی مرور گر را باز می کنم


مدام همان آدرس تکراری را وارد می کنم


و مدام تر با خودم فکرمی کنم چقدر مانده تا خدا ؟


این هم به اندازه ی تمام انتظار کشیدن های عمرم کش می آید و کش می آید


پسرک با من بیدار نشسته و پدرش مثل همیشه خونسرد و آرام به خواب رفته


بی خوابی که کلافه ام می کند حسادتم فوران می کند


کاش من هم می توانستم مثل او بی خیال پتوی آبی رنگم را روی سرم بکشم


چشمکی به پسرک بزنم و شب به خیر بگویم و وادارش کنم امشب بی خیال


حرفهای یواشکی هر شبمان بشود !


اما دلهره نمی گذارد !


دلهره ی شیرینی است اما ...


درست مثل همان شبی که خیال کردم پسرک قصد دارد زودترازموعد بیاید !


آن شب هم مغبون از حدس اشتباهم خوابیدم و امشب هم به گمانم


همین خواهد بود ...


فعلا قرار نیست نتیجه ای اعلام شود...


پس باید تحمل کرد و بیشتر دعا


کاش باشد !


کاش آن چند شماره ای که الان مقابلم نشسته بین اسامی باشد


کاش !


دلتنگ ترازآنی هستم که بتوانم سالهای سال را باز به انتظار بنشینم











من ... حواتراز حوا


طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان